شگفتآور است که ابوالفضل محققی با سابقهٔ طولانی در تشکیلات چپ (فدائیان اکثریت)، فعالیت در «رادیو زحمتکشان» و قلم زدن در روزنامههای افغانستانِ دوران چپگرایان، امروز دیگران را به «ماندن در دهههای گذشته» متهم میکند. کسی که به ادعای خود از بنیانگذاران «دانشجویان پیشگام»(٤) بوده و با آن پیشینهٔ سیاسی، در اوایل دههٔ هفتاد به ایرانی بازمیگردد، که هنوز خدای سال شصت بر آن حاکم است و چند سالی بیدردسر و بدون اینکە "سیلی آبدار مقام امنیتی گوششان را بیازارد"، در سایهٔ همین رژیم تبهکار زیست میکند و شعر می شنود. آنگاە پرستوی فروهر را متهم بە رفتن بە ایران و بی رحمانە بە مسلخ می کشد؛ کە گویا در کنار شتک های خون بجا ماندە بر دیوارهای خانەی پدری، نفسش از جای گرم بر می خیزد! اکنون محققی در جایگاه مدافع «عصر طلایی پهلوی» بر آستان شاهزاده زانو زده و همه را به تمکین از «نقطهٔ ثقل» و پذیرش «تکصدایی در اپوزیسیون» فرا میخواند. او در حالی از «منیتهای شخصی» سخن میگوید که با برچسبزنی به چهرهی دادخواهی چون پرستو فروهر، عملاً خود در مسیر تفرقه گام برمیدارد.
