
کردستان ایران مشارکت یا تحریم انتخابات!؟
اين نوشته بر آن است؛ تا فشرده و گذرا به روند تاکنونی انتخابات در کردستان از زمان روی کار آمدن جمهوری اسلامي؛ نوع رفتارمردم کردستان در انتخابات و تأثير گفتمان ِ انتخاباتي بر معيشت، زندگی و جنبش ديرپا و حق طلبانه ملی اش به پردازد. بررسی روند تاکنونی انتخابات در کردستان می تواند؛ تا حدودی مختصات جريانات سياسی در حوزه قدرت، تأثيرپذيری جناحهای رژيم از مشارکت يا عدم مشارکت مردم و نهايتا" عللِ گسترش دامنه ی اختلافات جناحی به کردستان، عليرغم گفته های يونسی و هشدار هاشمی در پائين کشيدن فتيله ی توقع قوميت ها را روشن سازد. گذشته از اولين دوره انتخابات مجلس شورای ملي، که در عمل بصورت حزبی و در قالب رقابتِ سه جريان پر نفوذ: [حزب دمکرات کردستان ايران، سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ايران (کومه له) و شاخه ی کردستان سازمان چريکهای فدايی خلق ايران](1) برگزار گرديد. انتخابات در بُعد گزينش نمايندگان ِ مجلس شورای اسلامی بر محور برجسته کردن حساسيت های محلي، در راستای گرم کردن تنور انتخابات در پائين ترين شکل ممکن و نهايتا گزينش عمدتا" افراد بيسواد در شکلِ ماکت های انتخاب شده برای کرسی های مشخص در مجلس و در بُعد انتخاباتِ رياست جمهوری بر محور تَبعيت از مرکزِ قدرت، تاکيد گذاشته شده بود. اين روند در دور دوم رياست جمهوری هاشمی رفسنجانی و در واقع چهار سال قبل از آغاز پروژه اصلاحات، با تغيير رويکرد جمعی همه ساکنين مناطق کردنشين، به جانب کانديدای قرار گرفته در حاشيه ی قدرت و گزينش رويکرد تقابل با کانديد پر نفوذ و برگزيده دستگاه قدرت، تقريبا متوقف شد. در واقع می توان گفت؛ مُهر گزينش اين نوع رويکرد اجتماعی در عرصه ی انتخابات، خارج از فرايند بعدی و نقش و ماهيت کانديد برگزيده که در انتخاب دوم (چهار سال بعد)، خاتمی را بجای ناطق نوری بر کرسی رياست نشاند؛ در کردستان زده شد.
