
احزاب سیاسی طبیعتا تا حدود زیادی باید آئینه تمام نمای گرایشات و تمایلات مختلف جامعه خود باشند. سوسیال دمکراتها در جوامل اروپایی از گرایشات مردم دمکرات جامعه خود حمایت می کنند، کما اینکه، احزاب دمکرات مسیحی باورهای راستگرایانهی درون جامعه را نمایندگی می کنند. اما پدیده حزبگرایی در جوامع عقب مانده بسیار متفاوت است. حزب همیشه نماینده تمایلات و باورهای درون جامعه نیست. در چنین جوامعی دو حالت وجود دارد. یا احزاب فرمایشی و در خدمت ساخت قدرت است. و یا منتقد حاکمیت و البته غیر قانونی و از جانب دولت منحله اعلام می شود. پدیده حزب گرایی در کردستان البته بسیار جوان نیست و قدمتی کمتر از قدمت احزاب سراسری ایرانی ندارد. اما تا حدود زیادی مسیرمتفاوتی پیموده است. اگر تنها سه دههی اخیر را در نظر بگیریم؛ می توان سه مرحلهی تاریخی تاثیر گذار برای آنها مشخص کرد. ما در بالا بخش عمده گرایشات فکری اوایل انقلاب را تا حدودی برشمردیم. اگر بخواهیم همهی این گرایشات را جزء به جزء ارزیابی کنیم مسلما حوصله بیشتری می طلبد.
